برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
سلام روح الهی من
درونم مانند کاغذهای دفتر سیاه شده بود و تو را نمیدیدم، در سیاهی این دنیا و عزای پیرم خودم را در سیاهی رها و گم کرده بودم. ولی باز هم تو کمکم کردی ، خودت را برایم روشن و واضح کردی. دلبندم کمکم کن دیگر به سیاهی باز نکردم چون بدون تو سیاه و تاریک هستم.
شکرت
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
سلام بر روح الهی درونم
چقدر آرومم و حس خوبی دارم که کمکم کردی حضورت را باز هم حس کنم. گفتگوی من و تو دوباره شروع شد.
تا به دو روز پیش نشده بود از کشتن مگس خود داری کنم و تازه به مگس علاقمند باشم. ولی امروز که متوجه شدم مگس فرستاده ی تو است و پیامت را به من رساند ، او ،(مگس) را دوستش دارم. دو روز است که پیامت را تمام و کمال میرساند و ماموریتش را خوب انجام داد
خدایا عاشقتم
ممنونم که کنارم هستی
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
توی خیابون که به دست انداز میرسیم با دقت و آروم میریم چون اگه با سرعت بریم ماشین مشکل پیدا میکنه مراقب دست اندازهای زندگیمون باشیم
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
خواسته بودم دستی از آنسوی ابرها و از پشت دورترین کوه ها بیایید برای بردنم ب خودش دستی آمد و مرا با خودش برد ولی دستی از اعماق سیاهی ها
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
زنی با سرنوشت من باید مردانه صبر ایوب و توانمندی روئین تنان را داشته باشد روح الهی درون من همیشه قوی باش
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
چقدر از زندگی دور شدم. با دیدن بقیه توی جمع فهمیدم یا اصلا معنی زندگی کردن را نمیدانم یا یادم رفته.
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی
او آمد
از میان همین آدمیان زمینی
دل به او دادم
تا خدا از این به بعد را چگونه برایمان رقم زند
برچسب:
نویسنده: نیکی نوروزی